کد خبر: ۱۲۵۷
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
این بار "بهانه کاهش قیمت نفت" به خِرمن سهام آتش انداخته و حقیقی ها نیز رفته رفته با نقدکردن سهام خود درپی خداحافظی از تالار شیشه ای هستند، سهامی که شاید به زیر قیمت و ارزش ذاتی خود رسیده باشد، اما دیگر از چشم سهامداران افتاده است.

از آن به عنوان نخ تسبیح اقتصاد کشور یاد می شود و بر این اساس همانقدر که اقتصادمان در ذات خود به آن وابسته است، گویا بازار سرمایه هم از آن بی تاثیر نیست و  این روزها هم از غم کاهش قیمت نفت، بورس تب دار شده است و سر به زیرتر.

بر این اساس هر چند روند فرسایشی کاهش شاخص کل و افت ارزش سهام شرکتها در بورس از دیماه سال گذشته و از ارتفاع 89500 واحد شروع شد و در طول یک سال گذشته شاخص بورس افت بیش از 24500 واحدی و ارزش سهام شرکتها نیز در برخی موارد کاهش بیش از 50 درصدی را به خود دیده است اما دور جدید روند کاهشی و فرسایشی بازار سرمایه از سوم آذرماه جاری، با انتشار خبر تمدید مذاکرات هسته ای آغار شد.

موضوعی که در بطن خود خبری بد برای اقتصاد و بازار سرمایه به همراه نداشت و گویا برآورده نشدن انتظارات و توقعات حاصل از خوشبینی های بیش از حد سهامداران در خصوص به ثمر رسیدن مذاکرات دلیل سرآغاز این ریزش بوده است.

پس از این موضع نیز توجهات به سمت کاهش قیمت نفت در بازار جهانی رفت که چند ماهی بود بی سرو صدا بشکه های نفت در جاده کاهشی آرام آرم می چرخیدند و بازار سهام نیز که به دنبال بهانه برای توجیه ریزش های پیایی خود بود این بار به دنبال بشکه های نفت در جاده افول به حرکت درآمد و در حال حاضر هم توجیحی بهتر و مناسب تر از کاهش قیمت نفت برای ادامه روند دنباله دار ریزش شاخص و قیمتهای شرکت بورسی پیدا نکرده است.

از نگاهی دیگر هر چند کاهش قیمت نفت برای برخی صنایع و شرکتهای بورسی تهدید است و برای برخی دیگر شرایطی مناسب برای کسب بازده و سود، با این حال از این اتفاق می توان این گونه برداشت کرد که نَفَس بورس به اقتصاد گِره خورده و به درستی بازار سهام، دماسنج مناسبی برای نشان دادن وضعیت حاکم بر اقتصاد کشور است.
نکته مهمتر این که نباید فراموش کرد بازار سرمایه از خرداد تا دیماه سال گذشته شاهد رشد بی وقفه حدود 45000 واحدی شاخص بورس در مدت 7 ماه بوده است؛ اتفاقی که منطقی برای این حجم از افزایش شاخص و رشد قیمتها در بورس جهت توجیه خود ندارد و شاید مناسب تر این باشد که افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ها، تمدید مذاکرات سیاسی، کاهش قیمت نفت، افزایش نرخ ارز، تغییرات مدیریتی و مواردی از این دست را که هر چند موضوعاتی اثرگذار بر اقتصاد و بازار سهام هستند را بیشتر به عنوان بهانه و توجیهاتی یاد کرد برای تخلیه حباب شاخص و قیمت سهام در بورس.

نکته دیگر این که برخی کارشناسان بورسی شرایط کنونی بازار را واقعیت بورس کشور بدون دخالت دولت قلمداد می کنند که نشان می دهد در سال گذشته و سالهای پیش آن، بازار سرمایه و مدیریت حاکم بر آن تحت تاثیر دخالتهای دولت کنترل می شده است و اتفاقا آزمون مهم پیش روی محمد فطانت هم باید این نکته باشد که اگر در جستجوی اثری ماندگار از خود در بازار سرمایه کشور است می بایست سختی ریزش های پیاپی شاخص و قیمت سهام و نیز اعتراض سهامداران را بر دوش خود تحمل کند تا بازار سرمایه کشور قدری واقعی تر شود و دولت هم دخالت کمتری در بورس داشته باشد.

با این حال در آخرین روز معاملاتی هفته گذشته در حالی کاسه صبر سهامداران متضرر لبریز و موجب تجمع اعتراض آمیز آنها در تالار شیشه ای شد که مدیر عامل شرکت بورس در میان آنها مشکلات بورس را به گردن کاهش قیمت نفت و اثرات آن بر اقتصاد کشور انداخت.

اما حواشی قیمت نفت در کشور ما جدای از اثرات کاهشی آن بر حصول درآمدها دارد و به پیش بینی و گفته معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا اگر قیمت‌های نفت در سطح فعلی باقی بماند، ایران در طول مذاکرات اتمی خود با 6 قدرت جهانی که به مدت 7 ماه تمدید شده است 11 میلیارد دلار از دست می‌دهد؛ تعیین قیمت نفت در بودجه به عنوان عامل اصلی درآمد کشور برای سال 94 موضوع مورد بحث دولت، مجلس و البته کارشناسان اقتصادی است.

استدلال دولت برای پیشنهاد نفت 72 دلاری برای بودجه سال آینده این است که در زمان نگارش بودجه در مهر و آبان، قیمت جهانی نفت در مرز 70 دلار بود و حالا که قیمت نفت به محدود 45 دلار رسیده کارشناسان و مجلسی ها می گویند نفت 40 دلاری برای بودجه سال 94 منطقی تر است و آن سوی میدان وزیر اقتصاد هم نقل قول های منتشر شده از وی در خصوص مناسب بودن نفت 40 دلاری برای سال آینده را تکذیب و آن را با نرخ 65 تا 70 دلاری تعویض می کند.

اما در مجلس نیز صداهای متفاوتی در خصوص تصویب قیمت نفت شنیده می شود، برخی نفت کمتر از 70 دلاری را برای سال آینده اشتباه استراتژیک می دانند و به آینده نفت در کوتاه مدت بسیار امیدوار و خوش بین هستند و برخی دیگر از استقامت و پافشاری دولت بر نفت 72 دلاری به این خاطر پرده بر می دارند که واقعی شدن و تصویب قیمت نفت در محدود 45 دلار برای بودجه سال آینده حکایت از کاهش درآمدهای دولت دارد و این موضوع هم موجب می شود که پروژه های عمرانی دولت برای سال آینده محدود تر شود و دولت یازدهم باید محکوم به پذیرش این واقعیت باشد و به توازن دخل و خرج قانع شود؛ که این موضوع از نگاه دولت کارنامه ضعیفی را برایش ثبت می کند که نباید این طور باشد، ولو این که به تصویب نفت 72 دلاری و غیرواقعی شدن بودجه سال آینده بینجامد.

در مجموع این روزها در حالی هر بشکه نفت کمتر از 50 دلار در دنیا معامله می شود و کویت بودجه سال آینده خود را با نفت 45 دلاری،‌ عربستان با نفت 55 تا 60 دلاری و عراق با نفت 60 دلاری بسته اند و نیجریه نیز قصد دارد بودجه خود را بر پایه نفت 50 دلاری تدوین کند و کشورهای دیگر نیز با احتیاط بیشتری به این موضوع نگاه می کنند.

در خصوص چشم انداز بازار جهانی نفت نیز باید گفت مواردی مانند مرگ پادشاه عربستان هم نمی تواند در کوتاه مدت موجب جهش قیمت نفت در سطح جهانی شود و با توجه به مواردی چون کاهش تقاضای نفت در سالجاری میلادی و  بازگشت آرامش به عراق و سوریه نمی توان سال 2015 را سال بازگشت نفت به جایگاه 100 دلاری خود دانست و با وجود این شرایط معامله گران در انتظارند تا ببینند آیا عربستان سیاست افزایش تولید نفت خود را با توجه به رو به کاهش گذاشتن بهای نفت و عرضه فراوان آن در جهان تغییر خواهد داد یا نه!

اما آنچه در حال حاضر کماکان از زبان مدیران بورسی توجیه کننده ریزش های بدون وقفه شاخص بورس و افت قیمت سهام شرکتها و نیز آب شدن امید، اعتماد و سرمایه سهامداران در تالار شیشه ای است، کاهش قیمت جهانی نفت است و بر این اساس و با توجه به افق تاریک افزایش قیمت نفت و در پی آن تحقق نیافتن درآمدهای کشور نباید منتظر بهبود اوضاع بازار سرمایه بود.

بازاری که این بار "بهانه کاهش قیمت نفت" را به خرمن سهام معامله گران آتش انداخته است و حقیقی ها نیز رفته رفته با نقد کردن سهام خود در پی خداحافظی از تالار شیشه ای هستند، سهامی که شاید به زیر قیمت و ارزش ذاتی خود رسیده باشد، اما دیگر از چشم سهامداران افتاده است ...

* مهدی حاجی وند - خبرگزاري تسنيم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: